پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۸

چشمش افکنده طرح بیدادم

سرمه ‌کو تا رسد به فریادم

سَروْتُهمت قفس چه چاره ‌کند

پا به ‌گِل کرده‌اند آزادم

شبنم انفعال خاصیتم

همه آب است خاکِ بنیادم

از فسون نفس مگوی و مپرس

خاک ناگشته می‌برد بادم

درد عشق امتحان راحت داشت

همچو آتش به بستر افتادم

دلش آزادی‌ام نمی‌خواهد

قفس است آرزوی صیادم

او دلم داد تا به خود نگرم

من هم آیینه در کَفَش دادم

خالی‌ام از خود و پر از یادش

شیشهٔ مجلس پری‌زادم

بی‌دماغانه نشکَنَد چه کند؟!

شیشه می‌خواست دل فرستادم

نفسی هست جان ‌کنی مفت است

تیشه دارم هنوز فرهادم

نظم و نثری ‌که می‌کنم ‌تحریر

به‌ که در زندگی ‌کند شادم

ورنه حیفست نقشم از پس مرگ

گل زند بر مزار بهزادم

این زمان هرچه دارم از من نیست

داشتم آنچه رفت از یادم

نیستی هم به داد من نرسید

مرگ مرد آن زمان ‌که من زادم

یأس من امتحان نمی‌خواهد

بیدل‌ام، عبرتِ خدادادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ای دلت حسرت‌ کمین انتخاب صبحدم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵۱می‌رسد گویند باز آن آفتاب صبحدم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۵۲دلبر شد و من پا به دلِ سخت فشردم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵۴نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵۵زین باغْ هم‌چو شبنم رنجِ خیال بُردم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵۶شبی سیر خیال نقش پای دلربا کردم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵۷نه دنیا دیدم و نی سوی عقبا چشم وا کردم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.