پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۸

تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم

مژه‌ گشتم سر مویی به خمیدن رفتم

صبح از بی نفسی قابل اظهار نبود

زین‌ گلستان به غبار ندمیدن رفتم

تا به مقصد بلدم‌ گشت زمینگیری عجز

همه جا پیشتر از سعی رسیدن رفتم

نبض جهدم شرر کاغذ آتش زده است

یک مژه راه به صد چشم پریدن رفتم

چون هلالم چقدر نشئهٔ تسلیم رساست

سرکشی داغ شد از بس به خمیدن رفتم

شور این بزم جنون خیره دماغی می‌خواست

دل نپرداخت به افسانه شنیدن رفتم

این شبستان به چراغان هوس یمن نداشت

که به صد چشم همان داغ ندیدن رفتم

یأس بر حیرت حال‌ گهرم می‌گرید

قطره‌ای داشتم از یاد چکیدن رفتم

سیر گلزار تمنای تو طاووسم کرد

غوطه در رنگ زدم تا به پریدن رفتم

بیدل آندم‌ که به تسلیم شکستم دامن

تا در امن به پای نرسیدن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰شب از رویت سخنهایی بهار اندوده می‌گفتم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴۱چون شمع می‌روم ز خود و شعله قامتم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴۲چنین‌کز گردش چشم تو می‌آید به جان انجم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ز خورشید جمالش تا عرق سازد عیان انجم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴۴کند هر جا عرق ز آن ماه تابان‌ گلفشان انجم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴۵شب بزم خیالی به دل سوخته چیدم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴۶نیست در میدان عبرت باکی از نیک و بدم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.