پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۰

نی در پرواز زد، نی‌ سعی جولان کرد شمع

تا به نقش پا همین سیر گریبان‌ کرد شمع

خودگدازی محرم اسرار امکان گشتن است

هر قدر در آب خفت آیینه سامان‌ کرد شمع

دل اگر روشن نمی‌شد داغ آگاهی ‌که داشت

اینقدر ما را درین هنگامه حیران‌ کرد شمع

غفلت این انجمن درخورد اغماض دل است

عالمی را چشم پوشانید و عریان ‌کرد شمع

بیخودی‌ کن از بهار عافیت غافل مباش

رنگ ها پرواز داد و گل به دامان ‌کرد شمع

بر رخ ما ناز مشتاقان در مژگان مبند

کز تغافل خانهٔ پروانه ویران‌ کرد شمع

دل نه قدر آه فهمید و نه پاس اشک داشت

سبحه و زنار را با خاک یکسان‌ کرد شمع

درگشاد عقدهٔ هستی که دندانگیر نیست

از بن هر قطره اشک ایجاد دندان‌ کرد شمع

تا کجا زبن انجمن چشم هوس پوشد کسی

عضو عضو خویش اینجا صرف مژگان ‌کرد شمع

نور دل در ترک لذات جهان خوابیده است

موم تا آلودهٔ شهد است نتوان‌ کرد شمع

نیستی بیدل به داد خود نمایی می‌رسد

عاقبت خود را به رنگ رفته پنهان‌ کرد شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمع
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵هرکجاکردم به یاد سجده‌ات ساز رکوع
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶نشسته‌ای ز دل تنگ بر در تصدیع
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۷به ذوق‌ گرد رهت می‌دوم سراسر باغ
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۸کنون که می‌گذرد عیش چون نسیم ز باغ
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.