پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۴

نمی‌شود کس ازین عبرت انجمن محظوظ

مگر چو شمع‌ کنی دل به سوختن محظوظ

در جنون زن و از کلفت لباس برآ

چه زندگیست که باشد کس از کفن محظوظ

نفس نمانده هنوز از ترانه‌های امل

چو دود شمع خموشی به ما و من محظوظ

جهان قلمرو امن است اگر توان گردید

چو طبع‌کر به اشارت ز هر سخن محظوظ

ز دور گردی تمییز خلق کم دیدیم

که کس نرفته به غربت شد از وطن محظوظ

درین بساط نیفتاد چشم عبرت ما

به رفتنی که توان شد ز آمدن محظوظ

ز تردماغی وضع ادب مگوی و مپرس

ز یوسفیم به بویی ز پیرهن محظوظ

کراست وسوسهٔ هستی از حضور عدم

نشسته‌ایم به خلوت در انجمن محظوظ

ز رقص بسملم این نغمه می‌خورد بر گوش

که عالمی است به این رنگ پر زدن محظوظ

به فهم عالم بیکار اگر رسی بیدل

به حرف و صوت نیابی کسی چو من محظوظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۸هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰نی در پرواز زد، نی‌ سعی جولان کرد شمع
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱سوختن یک نغمه است از ساز شمع
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمع
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.