پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۷

باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع

حیرتم سوخت ندانم چه زبان دارد شمع

صافی آینه ناموس غبار رنگ است

جز سیاهی به دل خود چه نهان دارد شمع

نیست جز بخت سیه زیر نگین داغم

حکم بر مملکت شام روان دارد شمع

صنعت جرأت عبرت نگهان هوش ‌رباست

حلقه چشمی است‌ که بر نوک سنان دارد شمع

یک قدم ره همه شب تا به سحر پیمودن

بی ‌تکلف چقدر ضبط عنان دارد شمع

تا نفس هست ز دل کم نشود گرمی عشق

شعله تابی است ‌که در رشتهٔ جان دارد شمع‌

زندگی ‌گرمی بازار نفس سوزیهاست

از قماش پر پروانه دکان دارد شمع

خامشی صرفهٔ جمعیت آسوده دلی است

ناله در بستن منقار نهان دارد شمع

زنگ آیینهٔ دل آمد و رفت نفس است

از هجوم پر پروانه زبان دارد شمع

عالمی بر نفس سوخته چیده است دکان

اینقدر تار به یک موی میان دارد شمع

چشم عشاق فنا میکدهٔ شوخی اوست

در لگن ناوک دیگر به ‌کمان دارد شمع

بیدل از سوختنم رنگ سراغش دریاب

کیست پروانه ‌که ‌گوید چه نشان دارد شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰نی در پرواز زد، نی‌ سعی جولان کرد شمع
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱سوختن یک نغمه است از ساز شمع
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمع
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵هرکجاکردم به یاد سجده‌ات ساز رکوع
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶نشسته‌ای ز دل تنگ بر در تصدیع
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.