پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۴

هوس جنون‌زدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند

چو سحر به گرد عدم تند که تبسم نمکین کند

ز چه سرمه رنج ادب کشم که خروش جنون حشم

به هزار عرصه‌کشد الم نفسی‌که پرده‌نشین‌کند

ز خموشی ادب امتحان‌، به فسردگی نبری‌گمان

که کمند نالهٔ عاشقان‌، لب برهم آمده چین کند

سر بی‌نیازی فکر را به بلندیی نرسانده‌ام

که به جز تتبع نظم من‌، احدی خیال زمین کند

زفسون فرصت وهم و ظن‌، بگداخت شیشهٔ ساعتم

که غبار دل به هم آرد و طلب شهور و سنین ‌کند

ز بهار عبرت جزوکل‌، به‌گشاد یک مژه قانعم

چه‌کم است صیقلی از شرر،‌که نگاه آینه‌بین‌کند

پی عذر طاقت نارسا، برو آنقدرکه کشد دلت

ته پاست منزل رهروی‌که به پشت آبله زین‌کند

نه بقاست مایهٔ فرصتی‌، نه نفس بهانهٔ شهرتی

به خیال خنده زندکسی‌که تلاش‌ نقش نگین‌کند

چقدر در انجمن رضا، خجل است جرأت مدعا

که دل از فضولی نارسا، هوس چنان و چنین‌کند

ز حضور شعلهٔ قامتی‌، ز خیال فتنه علامتی

نرسیده‌ام به قیامتی‌، که کسی گمان یقین کند

به چه ناز سجده اداکند، به در تو بیدل هیچکس

که به نقش پا برد التجا و خطی نیاز جبین‌ کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷مشرب عشاق بر وضع هوس تنگی‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹عاقبت‌در حلقهٔ‌آن زلف‌، دل جا می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ساز امکان از شکست آواز پیدا می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۲گر طمع دست طلب وامی‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۳میل هوس ز عافیتم فرد می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.