پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۰

ساز امکان از شکست آواز پیدا می‌کند

بال بر هم می‌خورد پرواز پیدا می‌کند

می‌نهد پیش از سخن گردن به تیغ انفعال

چون قلم هرکس زبان راز پیدا می‌کند

پاس ناموس حیا هم نیست آسان داشتن

چون جبین برنم زند غماز پیدا می‌کند

نور عبرت نیست دل را بی‌غبار حادثات

از شکست این آینه‌ پرداز پیدا می‌کند

چون خط پرگار بر انجام می‌سوزد نفس

تاکسی سررشتهٔ آغازپیدا می‌کند

همچو شمع افسانهٔ دعوی مسلسل‌کرده‌ای

این زبان آخر دهان گاز پیدا می‌کند

چون نگه هر چند در مژگان زدن‌ گم می‌شویم

حسرت دیدار ما را باز پیدا می کند

تا بود ممکن حدیث پنبه باید گوش ‌کرد

نغمه‌ها این محفل بی‌ساز پیدا می‌کند

نفس کافر را مسلمان ‌کن کمال اینست و بس

سحر چون باطل شود اعجاز پیدا می‌کند

حسن بی ایجاد عشقی نیست در اقلیم ناز

گل چو موج رنگ زد گلباز پیدا می‌کند

عجز چون موصول بزم ‌کبر‌یا شد عجز نیست

گر نیاز آنجا رساندی ناز پیدا می‌کند

پا ز جوش آبله بیدل مقیم دامنست

هرکه سامان‌کرد عجز اعزاز پیدا می‌‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳۲گر طمع دست طلب وامی‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۳۳میل هوس ز عافیتم فرد می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳۴درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۵اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۶گر جنونم ناله واری نذر بلبل می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳۷هرکجا آیینهٔ حسن جنون‌ گل می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۸بس که زخم‌ کشتهٔ نازش تلاطم می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۹داغ عشقم چاره‌جوییها کبابم می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.