پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۶

بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند

در بر آتش لباس خار و خس تنگی کند

درد را جولا‌نگهی چون سینهٔ عشاق نیست

بر فغان مشکل‌که آغوش جرس تنگی‌کند

بر جنون می‌پیچم واز خویش بیرون می‌روم

گردباد شوق را تاکی نفس تنگی‌کند

عیش رسوایی به ‌کارم‌ کوچه ‌گردان وفاست

ای‌خوش‌آن وضعی‌کزو خلق‌عسس تنگی‌کند

در خیال راحت از فیض تپیدن غافلیم

آشیان ای‌ کاش بر ما چون قفس تنگی‌ کند

همچو آن سوزن‌که درماند ز تار نارسا

عمر رنگ سعی بازد چون نفس تنگی‌ کند

نه فلک در وسعت‌آباد دل دیوانه‌ام

هست خلخالی که در پای مگس تنگی کند

غنچه‌ بر یک مشت‌ زر صد رنگ خست‌ چیده است

اینقدر یارب مبادا دست کس تنگی کند

شکوه مردم‌ ز گردون بیدل از کم وسعتی‌ست

ناله در پرواز آید چون قفس تنگی‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹عاقبت‌در حلقهٔ‌آن زلف‌، دل جا می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ساز امکان از شکست آواز پیدا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۲گر طمع دست طلب وامی‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳۳میل هوس ز عافیتم فرد می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۴درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۵اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.