پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۹

از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان ‌کند

قبر است نگینی‌ که به نام تو توان‌ کند

جزتخم ندامت چه‌کند خرمن ازبن دشت

بیحاصل جهدی‌که زمین دگران‌کند

چون شمع درین ورطه فرو رفت جهانی

رستن چه خیال است ز جاهی‌که زبان‌کند

امروز به حکم اثر لاف تهور

رستم زن مردی‌ست ‌که بال مگسان‌ کند

در هر کف ‌خاکی دو جهان ‌ریشهٔ مستی‌ است

با قوت تقوا نتوان بیخ رزان‌کند

زهاد ز بس جان به لب صرفهٔ ریشند

در ماتم این مرده‌دلان مو نتوان ‌کند

فریاد که راهی به حقیقت نگشودیم

نقبی‌که به دل‌کند نفس سخت نهان‌کند

چون غنچه به جمعیت دل ساخته بودیم

این عقده‌که واکردکه ما را ز میان‌کند

در دل هوسی پا نفشرد از رم فرصت

هر سبزه ‌که برریشه زد این آب روان ‌کند

پیچ و خم این عقده ‌گشودیم به پیری

یعنی‌که به دندان نتوان دل ز جهان ‌کند

بیدل نه به دنیاست قرارت نه به عقبا

خورده است خدنگ تو ازین هفت‌ کمان ‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲اشک ‌گهر طینت ما راه تپش سر نکند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳طبع دانا الم دهر مکدر نکند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴هوس جنون‌زدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵وهم بلند وپست جاه چند دلت سیه‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷مشرب عشاق بر وضع هوس تنگی‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.