پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

کلاه هرکه فلک بر سماک می‌فکند

سرش چو آبله آخر به خاک می فکند

به‌ گم شدن چو نگین بی‌نیاز شهرت باش

که ناز نام تو را در مغاک می‌فکند

چو صبح تا ز گریبان سری برون آری

زمانه رخت‌ تو بر دوش‌ چاک می‌فکند

به‌ کارگاه تعین‌ که «‌لاشریک له‌» است

خلل اگر فکند اشتراک می‌فکند

ز جوش‌ گریهٔ مستانه‌ای‌ که دارد ابر

چه‌ شیشه‌ها که نه‌ در پای‌ تاک می‌فکند

ز امتلا مپسندید خواری نعمت

که شاخ میوه‌ ز سیری به خاک می‌فکند

عرق‌ که جبههٔ‌ تسلیم‌ سرفکندهٔ اوست

گره به رشتهٔ ما شرمناک می‌فکند

رهت‌ گل است به آهستگی قدم بردار

که جهد لکه به دامان پاک می‌فکند

ز عاجزی در اقبال امن زن بیدل

که طاقتت به جهان هلاک می‌فکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷اگر معنی خامشی ‌گل کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸تقلید از چه علم به لافم علم‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان ‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲اشک ‌گهر طینت ما راه تپش سر نکند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳طبع دانا الم دهر مکدر نکند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴هوس جنون‌زدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.