پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۳

حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکند

به‌ که دل از ما ببرد بر سر کاکل شکند

بس که به‌گلزار وفا مشترک افتاده حیا

رنگ ‌گل آید به صدا گر پر بلبل شکند

مجملت آمد به نظر پردهٔ تفصیل هدر

جزو پراکنده مباد آینه ‌ی ‌کل شکند

شمع‌عا بساط طرب است آنکه درتن دشت قعب

سر به هوا پای به دامان توکل شکند

خواجه ز رنج‌ کر و فر، ازچه برد بوی اثر

باز ندارد همه‌گر پشت خر از جل‌شکند

در ادب بدگهران موعظهٔ شرم مخوان

گردن این خیره‌ سران گر شکند غل شکند

پایهٔ اقبال بلند آنهمه چون شمع مچین

کاخرکارت به عرق شرم تنزل شکند

از طلب هرزه‌درا چند دهی زحمت پا

کاش درین بحر سراب آبله‌ای پل شکند

دل چه‌کند با من وما تا شود ایمن زبلا

کوه هم آخر ز صدا شیشه به قلقل‌شکند

سیری چشم است همان جرعه‌کش دور غنا

رنگ خمار تو مگر این دو قدح مل شکند

صبح زشبنم همه‌تن چشم شد ازشوق چمن

هرکه درین باغ رسید آینه بر گل شکند

انجمنی راکه دهند آب زتوصیف خطت

دود چراغش همه شب طرهٔ سنبل شکند

چرخ محال است دهد داد دل بیدل ما

گردش آن چشم مگر جام تغافل شکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵کلاه هرکه فلک بر سماک می‌فکند
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶اگر از گدازم نمی گل کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷اگر معنی خامشی ‌گل کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸تقلید از چه علم به لافم علم‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان ‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲اشک ‌گهر طینت ما راه تپش سر نکند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.