پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۳

به شوخی زد طرب غم آفریدند

مکرر شد عسل سم آفریدند

نثار نازی از اندیشه گل کرد

دو عالم جان به یک دم آفریدند

به زخم اضطراب بسمل ما

ز خون رفته مرهم آفریدند

شکست عافیت آهنگ گردید

به هرجا ساز آدم آفریدند

جهان جوش بهار بی‌نیازیست

به یک صورت دو گل‌ کم آفریدند

به هرجا وحشت ما عرضه دادند

شرار و برق بی‌رم آفریدند

گل این بوستان آفت بهار است

شکست و رنگ توأم آفریدند

به تسکین دل مجروح بسمل

پر افشانده مرهم آفریدند

به پیری‌ گریه‌ کن‌ کایینه‌ ی صبح

برای عرض شبنم آفریدند

کریمان‌ خون شوید از خجلت جود

که شهرت خاص حاتم آفریدند

چون ماه نو خم وضع سجودم

ز پیشانی مقدم آفریدند

نه مخموری نه مستی چیست بیدل

دماغت از چه عالم آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶مصور نگهت ساغر چه رنگ زند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷عاقبت شرم امل بر غفلت ما می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰برق خطی بر سیاهی می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۲تن‌پرستان‌که به این آب و نمک عیاشند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.