پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۲

برای خاطرم غم آفریدند

طفیل چشم من یم آفریدند

چو صبح آنجا که من پرواز دارم

قفس با بال توأم آفریدند

عرق‌گل کرده‌ام از شرم هستی

مرا از چشم شبنم آفریدند

گهر موج آورد آیینه جوهر

دل بی‌آرزو کم آفریدند

جهان خونریز بنیاد است هشدار

سر سال از محرم آفریدند

وداع غنچه را گل نام‌ کردند

طرب را ماتم غم آفریدند

علاجی نیست داغ بندگی را

اگر بیشم وگرکم آفریدند

کف خاکی که بر بادش توان داد

به خون‌گل‌کرده آدم آفریدند

طلسم زندگی الفت بنا نیست

نفس را یک قلم رم آفریدند

اگر عالم برای خویش پیداست

برای من مرا هم آفریدند

چه سان تابم سر از فرمان تسلیم

که چون ابرویم از خم آفریدند

دلم بیدل ندارد چاره از داغ

نگین را بهر خاتم آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ز بسکه منتظران چشم در ره یارند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶مصور نگهت ساغر چه رنگ زند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷عاقبت شرم امل بر غفلت ما می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰برق خطی بر سیاهی می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.