پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۱

روزی که هوسها در اقبال گشودند

آخر همه رفتند به جایی که نبودند

زین باغ‌ گذشتند حریفان به ندامت

هر رنگ‌ که‌ گردید کفی بود که سودند

افسوس‌ که این قافله‌ها بعد فنا هم

یک نقش قدم چشم به عبرت نگشودند

اسما همه در پرده ناموسی انسان

خود را به زبانی ‌که نشد فهم ستودند

اعداد یکی بود چه پنهان و چه پیدا

ما چشم ‌گشودیم‌ کزین صفر فزودند

از حاصل هستی به فناییم تسلی

در مزرعهٔ ما همه ناکشته درودند

تاراجگران هستی موهوم ز فرصت

توفیق یقینی که نداریم ربودند

زین شکل حبابی ‌که نمود از دویی رنگ

گفتم به‌ کجا گل‌ کنم آیینه نمودند

چون شمع به صیقل مزن آیینهٔ داغم

با هر نگهم انجمنی بود زدودند

خامش‌نفسان معنی اسرار حقیقت

گفتند در آن پرده که خود هم نشنودند

عبرت نگهان را به تماشاگه هستی

بیدل مژه بر دیده‌ گران‌ گشت غنودند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۳به شوخی زد طرب غم آفریدند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ز بسکه منتظران چشم در ره یارند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶مصور نگهت ساغر چه رنگ زند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷عاقبت شرم امل بر غفلت ما می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰برق خطی بر سیاهی می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.