پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۶

غافلی چند که نقش حق وباطل بستند

هرچه بستند بر این طاق و سرا، دل بستند

سعی غواص در این بحر جنون‌پیمایی‌ ست

آرمیدن‌گهری بود به ساحل بستند

چون سحر مرهم کافور شهیدان ادب

لب زخمی‌ست که از شکوهٔ قاتل بستند

پی مقصد به چه امیدکسی بردارد

نامه‌ای بود تپش بر پر بسمل بستند

شعله تا بال‌ کشد دود برون تاخته است

بار ما پیشتر از بستن محمل بستند

جوهر گل همه در شوخی اجزا صرف است

آنچه از دانه‌گشودند به حاصل بستند

ره نبردم به تمیز عدم و هستی خویش

این دو آیینه به هم سخت مقابل بستند

عمر چون شمع به واماندگی‌ام طی‌گردید

نامهٔ جادهٔ من بر سر منزل بستند

بی‌تکلٌف نه حبابی‌ست در این بحر نه موج

نقش بیحاصلی ماست‌که زایل بستند

جرأت از محو بتان راست نیاید بیدل

حیرت آینه دستی‌ست ‌که بر دل بستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸دنیا وتلاش هوس بی‌خبری چند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹خلقی‌ست پراکندهٔ سعی هوسی چند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گر آگهی به سیر فنا و بقا بخند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ای بی‌نصیب عشق به ‌کار هوس بخند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲حسرت زلف توام بود شکستم دادند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴تا شدم ‌گرم طلب عجز درایم‌ کردند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۵حاصل عافیت آنها که به دامن‌کردند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.