پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۵

آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند

جاده پیچید به خود صورت منزل بستند

حیرت هر دو جهان در گرو هستی ماست

یک دل اینجا به صد آیینه مقابل بستند

پیش از ایجاد، فنا آینهٔ ما گردید

چشم نگشوده ما بر رخ قاتل بستند

نخل اسباب به رعنایی سرو است امروز

بسکه ارباب تعلق همه جا دل بستند

منعمان از اثر یک گره پیشانی

راه صد رنگ طلب بر لب سایل بستند

ناتوان رنگی من نسخهٔ عجزی وا کرد

که به مضمون حنا پنجهٔ قاتل بستند

پر کاهی که توان داد به باد اینجا نیست

گاو در خرمن گردون به چه حاصل بستند

هر کجا می‌روم آشوب تپش‌ها‌ی دل است

شش‌جهت راه من ار یک پر بسمل بستند

نقص سرمایهٔ هستی‌ست عدم‌نسبتی‌ام

کشتی‌ام داشت ‌شکستی ‌که به ‌ساحل بستند

نذر بینایی‌ دل هر مژه اشکی دارد

بهر یک لیلی شوق این همه محمل بستند

دوش‌ کز جیب عدم تهمت هستی‌ گل‌ کرد

صبح وارست نفس بر من بیدل بستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸دنیا وتلاش هوس بی‌خبری چند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹خلقی‌ست پراکندهٔ سعی هوسی چند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰گر آگهی به سیر فنا و بقا بخند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ای بی‌نصیب عشق به ‌کار هوس بخند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲حسرت زلف توام بود شکستم دادند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴تا شدم ‌گرم طلب عجز درایم‌ کردند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.