پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷۲

حسرت زلف توام بود شکستم دادند

وصل می‌خواستم آیینه به دستم دادند

بیخود شیوهٔ نازم که به یک ساغر رنگ

نُه فلک گردش از آن نرگس مستم دادند

دل خون‌ گشته‌ که آیینهٔ درد است امروز

حیرتی بود که در روز الستم دادند

صد چمن جلوه ببالد زغبارم تا حشر

گه به جولان تویی رنگ شکستم دادند

فال جولان چه زنم قطرهٔ ‌گوهر شده‌ام

آنقدر جهد که یک آبله بستم دادند

بهر تسلیم غبار به هوا رفتهٔ من

سجده‌ کم نیست به هرجاکه نشستم دادند

چه توان ‌کرد که در قافلهٔ عرض نیاز

جرس آهنگ دل ناله‌پرستم دادند

نه فلک دایرهٔ مرکزتسلیم من است

دستگاه عجب از همت پستم دادند

ناوک همتم از جوشن اسباب‌گذشت

به تغافل چقدر صافی شستم دادند

بیدل از قسمت تشریف ازل هیچ مپرس

اینقدر دامن آلوده که هستم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴تا شدم ‌گرم طلب عجز درایم‌ کردند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۷۵حاصل عافیت آنها که به دامن‌کردند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷۶خوش‌خرامان اگر اندیشهٔ جولان کردند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۹رازداران کز ادب راه لب گویا زدند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸۰روزگاری‌ که به عشق از هوسم افکندند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸۱روزی که هوسها در اقبال گشودند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.