پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۲

حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اند

دیده‌ها باز است لیک از راه گوشم دیده‌اند

با خم شوقم چه نسبت زاهد افسرده را

میکشان هم یک دو ساغروار جوشم دیده‌اند

سایه زنگ‌کلفت آیینهٔ خورشید نیست

نشئهٔ صافم چه شد گر درد نوشم دیده اند

صورت پا در رکابی همچو شمع استاده‌ام

رفته خواهد بود سر هم‌گر به دوشم دیده‌اند

در خراباتی که حرف نرگس مخمور اوست

کم جنونی نیست یاران‌ گر به هوشم دیده‌اند

تهمت‌آلود نفس چندین گریبان می‌درد

چون سحر عریانم اما خرقه‌پوشم دیده‌اند

کنج فقرم چون شرار سنگ بزم ایمنی‌ست

مصلحتها در چراغان خموشم دیده‌اند

فرصت نازگلم پر بیدماغ رنگ و بوست

خنده بر لب در دکان گلفروشم دید‌ه اند

حال می‌پندارم و ماضی است استقبال من

در نظر می‌آیم امروزی که دوشم دیده‌اند

شبنم‌آرایی‌ست بیدل شوخی آثار صبح

هرکجا گل کرده باشم شرم‌کوشم دیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۴در عشق آنکه قابل دردش ندیده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۵در غبار هستی اسرار فنا پوشیده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۶یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸بیقراران تو کز شوق فنا دیوانه‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹معنی‌سبقان‌گر همه صد بحر کتابند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.