پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۷

این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اند

در تلاش خودکشی‌ها شعلهٔ جواله‌اند

عمرها شد حرف دردی آشنای‌ گوش نیست

کوهکن تا بی‌نفس شد کوه‌ها بی‌ناله‌اند

خلقی از خود رفت و اکنون ذکر ایشان می‌رود

کاروان خواب را افسانه‌ها دنباله‌اند

دعوی مردان این عصر انفعالی بیش نیست

شیر می‌غرند و چون وامی‌رسی بزغاله‌اند

سرد شد دل از دم این پهلوانان غرور

رستمند اما بغل‌پرورده‌های خاله‌اند

دل سیاهی یک قلم آیینه‌دار صحبت است

گر همه اهل خراسانند از بنگاله‌اند

جمله با روی ملایم قطره‌اند اما چه سود

چون به مینای دل افتادند یکسر ژاله‌اند

همچو دندان بهر ایذا وصل ‌و هجرشان یکی‌ست

گر همه یک‌ساله می‌آیند و گر صدساله‌اند

با عروج جاه این افسردگان بی‌مدار

بر لب هر بام چون خشت کهن تبخاله‌اند

چشم اگر دارد تمیز حسن و قبح اعتبار

زنگیان جامه گلگون‌، نوبهار لاله‌اند

بیدل از خرد و بزرگ آن به که برداری نظر

دور گاوان‌ رفت و اکنون‌ حاضران‌ گوساله‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹معنی‌سبقان‌گر همه صد بحر کتابند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵تا به عالم‌، رنگ بنیاد تمنا ریختند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶کار دنیا بس که مهمل‌ گشت عقبا ریختند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.