پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۸

بیقراران تو کز شوق فنا دیوانه‌اند

هرکجا یابند بوی سوختن پرونه‌اند

کو دلی‌کزشوخی حسنت‌گریبان چاک نیست

یکسر این آیینه‌ها در جلوه‌گاهت شانه‌اند

غافل از کیفیت نیرنگ حال ما مباش

گردش‌آرایان رنگ عافیت پیمانه‌اند

از محبت پرس حال خاکساران وفا

کاین غبارآلودگان گنجند یا ویرانه‌اند

مو به‌موی دلبران تکلیف زنار است و بس

این قیامت جلوه‌ها سر تا قدم بتخانه‌اند

عالم‌ کثرت طلسم اعتبار وحدت است

خوشه‌ها آیینه‌دار شوخی یک دانه‌اند

گر خطایی‌ سر زد از ما جای‌ عذر بیخودی‌ست

ناتوانان نگاهت لغزش مستانه‌اند

هوش ممکن نیست سر دزدد ز فکر نیستی

بی‌گریبانان این غفلت‌سرا دیوانه‌اند

زاهدان حاشا که در خلد برین یابند بار

چون عصا این خشک‌مغزان باب آتشخانه‌اند

این امل‌فرسودگان مغرور آرامند لیک

زیر سر چنگ هوس یک ریش و چندین شانه‌اند

جز شکستن نیست سامان بنای اعتبار

رنگهای این چمن صهبای یک پیمانه‌اند

دوستان کامروز بهر آشنا جان می‌دهند

گر بیفتد احتیاج از خویش هم بیگانه‌اند

نقد امداد عزیزان تا کجا باید شمرد

هرکلیدی راکه قفلش بشکند دندانه‌اند

صرف معنی نیست بیدل فطرت ابنای دهر

یک قلم این خوابناکان مردهٔ افسانه‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵تا به عالم‌، رنگ بنیاد تمنا ریختند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶کار دنیا بس که مهمل‌ گشت عقبا ریختند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.