پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹

تا ز گرد انتظارت مستفیدم‌ کرده‌اند

روسفید الفت از چشم سفیدم کرده‌اند

نوبهار گردش رنگ تماشا نیستم

از قدم آیینهٔ شوق جدیدم کرده‌اند

نغمه‌ام اما مقیم ساز موهوم نفس

در خیال‌آباد پنهانی پدیدم کرده‌اند

تا نفس باقی‌ست از گرد من و ما چاره نیست

هرزه‌تاز عرصهٔ‌گفت و شنیدم‌کرده‌اند

دیده ی قربانی‌ام برگ نشاطم حیرت است

از کفن خلعت‌طرازیهای عیدم کرده‌اند

آرزو تا نگذرد زین ‌کوچه بی ‌تلقین درد

طفل اشکی چند در پیری مریدم‌ کرده‌اند

یأس‌ کو تا همتم سامان آزادی‌ کند

عالمی را دام تسخیر امیدم کرده‌اند

چون نفس از ضعف جز قلب هوا نشکافتم

فتح باب بی‌دری وقف کلیدم کرده‌اند

حسرت من می‌تپد همدوش نبض کاینات

در دل هر ذره صد بسمل شهیدم‌کرده‌اند

بیدل از پیری سراپایم خم تسلیم زنخت

سرو ین‌گلزار بودم شاخ بیدم‌کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱با خزان آرزو حشر بهارم‌ کرد‌ه‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم‌ کرده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵موج گوهرطینتان‌، گر شوخی افزون کرده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶یاران تمیز هستی بدخو نکرده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۸اهل معنی ‌گر به گفت‌وگو نفس فرسوده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.