پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم‌ کرده‌اند

مغز معنی از که جویم استخوانم کرده‌اند

زیر گردون تا قیامت بایدم آواره زیست

سخت مجبورم خدنگ نُه کمانم کرده‌اند

غیر افسوسم چه باید خورد از این حرمان‌سرا

بر بساط دهر مفلس میهمانم کرده‌اند

نیستم آگه‌ کجا می‌تازم و مقصود چیست

در سواد بیخودی مطلق عنانم‌ کرده‌اند

خجلت بی‌دستگاهی ناگزیر کس مباد

بی‌نصیب از التفات دوستانم کرده‌اند

کیست یارب تا مرا از خودفروشی واخرد

دستگاه انفعال هر دکانم کرده‌اند

جز تحیّر رتبهٔ دیگر ندارم در نظر

چون زمین نظم خود بی‌آسمانم کرده‌اند

همچو مژگان رازها بی‌پرده است از ساز من

درخور اشکی که دارم ترزبانم کرده‌اند

با همه بی‌دست‌وپایی‌ها غم دل می‌خورم

بیکسم چندان که بر خود مهربانم کرده‌اند

سر به سنگ‌ کعبه سایم یا قدم در راه دیر

بی‌سر و بی‌پا برون زان آستانم کرده‌اند

شکوهٔ تقدیر نتوان دستگاه کفر کرد

قابل چیزی که من بودم همانم کرده‌اند

بیدل از آواره‌گردیهای ایجادم مپرس

چون نفس در بال پرواز آشیانم‌ کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶یاران تمیز هستی بدخو نکرده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۸اهل معنی ‌گر به گفت‌وگو نفس فرسوده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۹آنها که رنگ خودسری شمع دیده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۰امروز ناقصان به کمالی رسید‌ه‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴۱لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴۲حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴۳محرمان‌ کاثار صنع از عشق پر فن دیده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.