پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸

فرصت انشایان هستی‌ گر تکلف ‌کرده‌اند

سکته مقداری در این مصرع توقف کرده‌اند

از مآل زندگی جمعی ‌که دارند آگهی

کارهای عالم از دست تأسف کرده‌اند

هستی و امید جمعیت جنون وهم ‌کیست

عافیت دارد چراغی کز نفس پف کرده‌اند

در مزاج خلق بیکاری هوس می‌پرورد

غافلان نام فضولی را تصوف کرده‌اند

گشته‌اند آنهاکه در هنگامهٔ اغراض پیر

موسفیدی را به روی زندگی‌ تف‌ کرده‌اند

در حقیقت اتحاد کفر و ایمان ثابت است

اندکی از بدگمانی‌ها، تخلف کرده‌اند

حسن یکتا کارگاه شوخی تمثال نیست

اینقدر آیینه‌پردازان تصرف کرده‌اند

بیدل از خوبان همین آیین استغنا خوش است

بر حیا ظلم است اگر با کس تلطف ‌کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰آب و رنگ عبرتی صرف بهارم‌ کرده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱با خزان آرزو حشر بهارم‌ کرد‌ه‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم‌ کرده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵موج گوهرطینتان‌، گر شوخی افزون کرده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶یاران تمیز هستی بدخو نکرده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.