پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

زان نشئه‌ که قلقل به لب شیشه دواند

صد رنگ صریر قلمم ریشه دواند

چون شمع اگر سوخت سر و برگ نگاهم

خاکستر من شعله در اندیشه دواند

از عشق و هوس چاره ندارم چه توان‌ کرد

سعی نفس است این‌که به هرپیشه دواند

خار و خس اوهام ‌گرفته‌ست جهان را

کو برق ‌که یک ریشه درین بیشه دواند

در ساز وفا ناخن تدبیر دگر نیست

فرهاد همان بر سر خود تیشه دواند

آنجا که خیالت چمن‌آرای حضور است

مژگان به صد انداز نگه ریشه دواند

در بزم تو شمعی به‌ گداز آمده وقت است

رنگی به رخم غیرت هم پیشه دواند

محو است به خاموشی مستان نگاهت

شوری ‌که نفس در نفس شیشه دواند

بیدل‌ گهر نظم‌ کسی راست‌ که امروز

در بحر غزل زورق اندیشه دواند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰پی تحقیق کسانی که گرو تاخته‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱در بساطی که دم تیغ ادب آخته‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳چون برگ گل ز بس پر و بالم شکسته‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴نقش دویی بر آینه‌ من نبسته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵عمری‌ست رخت حسرتم از سینه بسته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.