پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۰

پی تحقیق کسانی که گرو تاخته‌اند

همه چون صبح به خمیازه نفس باخته‌اند

عاجزی‌کسب‌کمال است‌که یکسر چو هلال

تیغ‌بازان تعین سپر نداخته‌اند

حسن خورشید ازل در نظراما چه علاج

سایه‌ها آینه از زنگ نپرداخته‌اند

علمی کوکه هوس گردن ناز افرازد

بسملی چند به حیرت مژه افراخته‌اند

راحت و وضع تکلف چه خیال است اینجا

مفت جمعی ‌که به بی‌ساختگی ساخته‌اند

کم نشد شور طلب ازکف خاکستر ما

وصل‌جوبان فنا، هم‌قفس فاخته‌اند

از اسیران وفا جرات پرواز مخواه

پر ما جمله برون قفس انداخته‌اند

آستینها همه دست است به قدرتگه لاف

خودسران تیغ نیامی به هوا آخته‌اند

قدردانی چه خیال است در ابنای زمان

بیدل اینها همه از عالم نشناخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳چون برگ گل ز بس پر و بالم شکسته‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴نقش دویی بر آینه‌ من نبسته‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵عمری‌ست رخت حسرتم از سینه بسته‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸این حرصها که دامن صد فن شکسته‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹شمعها زین انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.