پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۵

عمری‌ست رخت حسرتم از سینه بسته‌اند

راه نفس به خلوت آیینه بسته‌اند

وارستگی ز اطلس و دیبا چه ممکن است

این شعله را به خرقهٔ پشمینه بسته‌اند

وحدتسرای دل نشود جلوه‌گا‌ه غیر

عکس است تهمتی‌ که بر آیینه بسته‌اند

از نقد دل تهی‌ست بساط جهان که خلق

بر رشتهٔ نفس‌ گره ‌کینه بسته‌اند

گو پاسبان به خواب طرب زن ‌که خسروان

دلها چو قفل بر در گنجینه بسته‌اند

مضمونی از خیال تأمل رمیده‌ایم

تقویم حال ما همه پارینه بسته‌اند

غافل نی‌ام ز صورت واماندگان خاک

در پای من ز آبله آیینه بسته‌اند

چون شمع ‌کشته عجزپرستان خدمتت

دستی‌ست نقش داغ که بر سینه بسته‌اند

بیگانه است شعله ز پیوند عافیت

از سوختن به خرقهٔ ما پینه بسته‌اند

بیدل به سعد و نحس جهان نیست‌ کار ما

طفلان دلی به شنبه و آدینه بسته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸این حرصها که دامن صد فن شکسته‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹شمعها زین انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰آن سبکروحان که تن در خاکساری داده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲هرجا صلای محرمی راز داده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.