پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۴

بسکه بیمارتو بر بستر غم یکرو ماند

یاد گرداندن اگر داشت ته پهلو ماند

زندگی رفت ولی پاس وفا را نازم

کز قد خم به سرم سایهٔ آن ابرو ماند

چون مه نو همه را پیش‌کماندار قضا

تیغ جرأت سپر افکند و خم بازو ماند

تا قیامت اثر ننگ فضولی باقیست

چینی مجلس فغفورشکست و مو ماند

همه رفتند ازین باغ و طلب درکار است

آنچه از فاخته‌ها ماند همین ‌کوکو ماند

بازمی‌داردت از هرزه‌دوی کسب کمال

نافه چون پخته شد از همرهی آهو ماند

گردن از جیب چه تصویر برآرم یارب

رنگ در خامهٔ نقاش سر زانو ماند

ای حباب آینهٔ حسن وقار تو حیاست

چون عرق‌ریختی از چهره نخواهد رو ماند

همچو عکسی ‌که برد سادگی از آینه‌ها

هرچه در طبع تو جا کرد تو رفتی او ماند

فوت فرصت المی نیست‌که زایل‌گردد

رنگها رفت و به تشویش دماغم بو ماند

من‌گم‌کرده بضاعت به چه نازم بیدل

دلکی بود ازین پیش در آن‌ گیسو ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ز بعد ما نه غزل نی قصیده می‌ماند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷نه غنچه سر به گریبان‌ کشیده می‌ماند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸زان نشئه‌ که قلقل به لب شیشه دواند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰پی تحقیق کسانی که گرو تاخته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱در بساطی که دم تیغ ادب آخته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳چون برگ گل ز بس پر و بالم شکسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.