پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۰

حاصلم زین مزرعِ بی‌بر نمی‌دانم چه شد

خاک بودم خون شدم دیگر نمی‌دانم چه شد

ناله بالی می‌زند دیگر مپرس از حال دل

رشته در خون می‌تپد گوهر نمی‌دانم چه شد

ساختم با غم، دماغ ساغر عیشم نماند

در بهشت آتش زدم کوثر نمی‌دانم چه شد

محرم عجزآشنایی‌های حیرت نیستیم

اینقدر دانم که سعی پر نمی‌دانم چه شد

بیش از این در خلوت تحقیق وصلم بار نیست

جستجوها خاک شد دیگر نمی‌دانم چه شد

مشت خونی ‌کز تپیدن صد جهان امید داشت

تا در دل بود آن‌سوتر نمی‌دانم چه شد

سیر حسنی داشتم در حیرت‌آباد خیال

تا شکست آیینه‌ام دلبر نمی‌دانم چه شد

دی من و صوفی به درس معرفت پرداختیم

او رقم گم‌ کرد و من دفتر نمی‌دانم چه شد

بی‌دماغ طاقت از سودای هستی فارغ‌ است

تا چو اشک از پا فتادم سر نمی‌دانم چه شد

بیدل اکنون با خودم غیر از ندامت هیچ نیست

آنچه بی خود داشتم در بر نمی‌دانم چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶اگر سور است وگر ماتم دل‌مایوس می‌نالد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷دل باز به جوش یارب آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ز هستی قطع‌کن‌ گر میل راحت در نمود آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.