پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۹

حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شد

ریخت اشکی بر زمین دیگر نمی‌دانم چه شد

از شکست دل نه‌تنها آب و رنگ عیش ریخت

ناله‌ای هم داشت این ساغر نمی‌دانم چه شد

یأس هستی برد از صد نیستی آن‌سوترم

سوختم چندان‌که خاکستر نمی‌دانم چه شد

صفحهٔ آیینه‌، حیرت‌جوهر این‌عبرت است

کای حریفان نقش اسکندر نمی‌دانم چه شد

گردش رنگی و چشمکهای اشکی داشتم

این زمان آن چرخ و آن اختر نمی‌دانم چه شد

دو‌ش در طوفان نومیدی تلاطم کرد آه

کشتی دل بود بی‌لنگر نمی‌دانم چه شد

د‌ر رهت از همت افسرطراز آبله

پای من سر شد از این برتر نمی‌دانم چه‌شد

از دمیدن دانهٔ من ‌کوچه‌گرد بیکسی‌ست

مشت خاکی داشتم بر سر نمی‌دانم چه شد

بیدماغ وحشتم‌، از ساز آرامم مپرس

پهلویی گردانده ام بستر نمی‌دانم چه شد

عرض معراج حقیقت از من بیدل مپرس

قطره‌، دریاگشت‌، پیغمبر نمی‌دانم چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶اگر سور است وگر ماتم دل‌مایوس می‌نالد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷دل باز به جوش یارب آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ز هستی قطع‌کن‌ گر میل راحت در نمود آمد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.