پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۷

دل باز به جوش یارب آمد

شب‌ رفت و سحرنشد شب‌ آمد

اشک از مژه بسکه بی‌اثر ریخت

رحمم به زوال‌ کوکب آمد

بی‌ روی تو یاد خلد کردم

مرگی به عیادت تب آمد

شرمندهٔ رسم انتظارم

جانی‌ که نبود بر لب آمد

مستان خبریست در خط جام

قاصد ز دیار مشرب آمد

وضع عقلای عصر دیدم

دیوانهٔ ما مؤدب آمد

از اهل دول حیا مجویید

اخلاق کجاست‌، منصب آمد

از رفتن آبرو خبر گیر

هرجا اظهار مطلب آمد

گفتم چو سخن‌، رسم‌ به‌ گوشی

هرگام به پیش من لب آمد

راحت در کسب نیستی بود

از هر عمل این مجرب آمد

بیدل نشدم دچار تحقیق

آیینه به دست من شب آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰عالم همه زین میکده بیهوش برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که می‌خرامد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ز ابرام طلب نومیدی‌ام آخر به چنگ آمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴فالی از داغ زدم دل چمن‌آیین آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵گل به سر، جام به کف‌، آن چمن‌ آیین آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.