پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۴

شب حسرت دیدار توام دام ‌کمین شد

هر ذره ز اجزای من آیینه‌نگین شد

خاکستر از اخگر چقدر شور برآورد

دل سف‌رخت به رنگی‌که‌کبابم نمکین شد

عبرتکدهٔ دهر ز بس خصم تسلی است

چون چشم شررخانهٔ من خانهٔ زین شد

برق رم فرصت سر و برگ طلبم سوخت

صد ناله تمنا نفس بازپسین شد

زندانی نیرنگ خیالم چه توان‌کرد

رحم است بر آن شخص‌که او آینه‌بین شد

انکار نمود آنچه ز صافی به در افتاد

جوهربه‌رخ‌آینه روشنگرچین شد

موهومی و این لنگر ادبار چه سوداست

چون سایه نباید کلف روی زمین شد

ازبس به ره حسرت صیاد نشستم

وحشت به تغافل زد وپروازکمین شد

گر هیچ نباشد به تپش خون شدنی هست

ای آینه دل شو که نخواهی به ازین شد

بیدل عدم و هستی ما هیچ ندارد

جزگرد خیالی‌که نه آن بود و نه این شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶کسی ‌که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می‌جوشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ می‌جوشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰حاصلم زین مزرعِ بی‌بر نمی‌دانم چه شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.