پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵

عبرتی‌کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا

موج این‌گوهر نمی‌دانم چه پهلو زد مرا

عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس

خنده‌ها بسیارکردیم‌گریه آموزد مرا

زان همه‌حسرت که‌حرمان باغبارم برده‌است

می‌زند دامن نمی‌دانم کی افروزد مرا

محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان

عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا

حرف‌لعل اوخموشم کردبیدل‌عمرهاست

گبر دارد رو به محرابی‌که می‌سوزد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸تبسم ریز لعلش‌گر نشان پرسد غبارم را
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹به‌تازگی نکشد عافیت دماغ مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱بی‌سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳بسکه چون‌گل پرده‌ها بر پرده شد سامان مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴رخصت نظاره‌ای‌گر می‌دهد جانان مرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.