پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴

زین وجودی‌کز عدم شرمنده می‌گیرد مرا

گریه‌ام گر درنگیرد، خنده می‌گیرد مرا

شعلهٔ حرصم دماغ جاه‌گر سوزد خوشست

فقر نادانسته زیر ژنده می‌گیرد مرا

خاتم ملک سلیمانم ولی تمییز خلق

کم بهاتر از نگین‌کنده می‌گیرد مرا

در جهان انفعال از ملک ناز افتاده‌ام

دامن پاکی‌ و دست گنده می‌گیرد مرا

می‌رسد ناز غبارم بر دماغ بوی‌گل

گر همه عشقت به باد ارزنده می‌گیرد مرا

رنگم از بی‌دست و پایی خاک شد اما هنوز

حسرت‌گرد سرت‌گردنده می‌گیرد مرا

عمروحشی عاقبت دام‌نفس خواهدگسیخت

تاکجا این ریسمان کنده می‌گیرد مرا

مستی حالم خورد هرجا فریب جام هوش

چون عسس اوهام پیش آینده می‌گیرد مرا

ناتوان صیدم‌، ترحم غافل از حالم مباد

هرکه می‌گیرد به خاک افکنده می‌گیرد مرا

عشق را بیدل دماغ التفات یادکیست

خواجگی مفت طرب‌گر بنده می‌گیرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶چو تخم اشک به‌کلفت سرشته‌اند مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸تبسم ریز لعلش‌گر نشان پرسد غبارم را
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹به‌تازگی نکشد عافیت دماغ مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱بی‌سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳بسکه چون‌گل پرده‌ها بر پرده شد سامان مرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.