پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸

تبسم ریز لعلش‌گر نشان پرسد غبارم را

ببوسد تا قیامت بوی‌گل خاک مزارم را

ز افسوسی‌که‌دارد عبرت خون شهید من

حنایی می‌کند سودن‌کف دست نگارم را

مبادا دیدهٔ یعقوب توفان نموگیرد

نگاری در سر راه تمنا انتظارم را

ز اشکم بر سر مژگان عنان داری نمی‌آید

گِرُوتازی‌ ست با صد شعله طفلِ  نِی سوارم‌ را

توقع هرچه‌باشد بی‌صداعی نیست ای‌ساقی

قدح برسنگ زن تا بشکنی رنگ خمارم را

ز دل شورقیامت می‌دماند رشک همچشمی

به هر آیینه منمایید روی‌گلعذارم را

شرارکاغذم از فرصت عیشم چه می‌پرسی

به رنگ رفته چشمکهاست‌گلهای بهارم را

به چشم بسته هم پیدا نشدگرد خیال من

نهانتر از نهانها جلوه دادند آشکارم را

هوس در عالم‌ناموس یکتایی نمی‌گنجد

سراغش‌کن ز من هرجا تهی یابی‌کنارم را

گر این بیحاصلی از مزرع خشکم نمو دارد

جبین هم دست‌خواهد از عرق شست‌آبیارم‌را

چو آتش سرکشیها می‌کنم اما ازین غافل

که جز افتادگی‌ ،کَس برنخواهد داشت بارَم را

شررخیزست‌گرد پایمال بیکسی بیدل

به یاد دامن قاتل مده خون شکارم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱بی‌سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳بسکه چون‌گل پرده‌ها بر پرده شد سامان مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴رخصت نظاره‌ای‌گر می‌دهد جانان مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵سوار برق عمرم‌، نیست برگشتن عنانم را
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.