پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۳۷

گلی کو کزان رنج خاری نیابی؟

میی کو کزان می خماری نیابی؟

به دشت جهان هر نفس عاشقان را

غم آید ولی غمگساری نیابی

ازین رهروان گر کسی برشماری

وزان حاصل الا شماری نیابی

مگر کار اهل عدم دارد ار نه؟

ازین جمع نا اهل کاری نیابی

اگر سقف گردون فرود آید از پا

بجز بر سر سوگواری نیابی

نگر گر میان جهان به نگردد

ز دریای غم بر کناری نیابی

مجیر از تو کار جهان برنگردد

که از سبزه‌ای نو بهاری نیابی

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۳۹حاصل روزگار می بینی
  2. شمارهٔ ۴۰چه وقت موی سیپدست روز برنایی
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.