پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۳۹

حاصل روزگار می بینی

غم بی غمگسار می بینی

تا به بوی گلی برآسایند

این همه زخم خار می بینی

گرد عالم بر آی تا کس را

راحتی برقرار می بینی؟

زان ظریفان که پیش ازین بودند

یکی از صد هزار می بینی؟

در نگر تا ز قصرهای خراب

یک بنا استوار می بینی!

تا تو در عالمی و از عالم

نیک و بد بی شمار می بینی

کرمی از زمانه می شنوی؟

لطفی از روزگار می بینی؟

به میان هزار دشمن در

دوستی حق گزار می بینی؟

زان عزیزان که از میان رفتند

جز غم اندر کنار می بینی؟

بی حریفان و دوستان عزیز

گرچه صد گونه کار می بینی

راحتی از شراب می بایی؟

لذتی از شکار می بینی؟

باده عیش ناچشیده دمی

رنجهای خمار می بینی!

همه از کردگار باید دید

هر چه از روزگار می بینی

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.