پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۴۰

چه وقت موی سیپدست روز برنایی

چه روز زحمت پیری است وقت زیبایی

مرا که اول عهد جوانی امروزست

شبم چو روز همی گردد اینت رسوایی!

رواست کز پی موی سیاه دل تنگم

که در میان سیاهی است نور بینایی

تو ای زمانه چه دیدی در آنکه پیش از وقت؟

عبیر بر سر کافور تازه اندایی

تو ای سپید موی! از خدای شرمی دار

نه وقت تست که تو از کمین برون آیی

مرا بنفشه چو نورسته است هم شاید

گرم بنفشه به برگ سمن نیالایی

اگر چه موی سیاه و سپید هر دو یکی است

مرا که فارغم از تازگی و برنایی

ولیک خوش نبود کز سپید کاری خویش

ز ظلم موی سپیدم به خلق بنمایی

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.