پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۲۷

درد توام ای عهد شکن در جانست

غم در دل باشد آن من در جانست

دل بردی و دیده خون شد و تن بگداخت

با این همه راضیم سخن در جانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۹شاهی که سعادت و ظفر رهبر اوست
  2. شمارهٔ ۳۰عهدیست که جام می ندیدم بر دست
  3. شمارهٔ ۳۱زان روز که چشم من به رویت نگریست
  4. شمارهٔ ۳۲ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
  5. شمارهٔ ۳۳ای موی سپید هیچ آزرمت نیست؟
  6. شمارهٔ ۳۴چون در دل من تویی دروغم خوش نیست
  7. شمارهٔ ۳۵چون دلم که زلف یارم خم داشت
  8. شمارهٔ ۳۶هر زخم جفایی که فلک پنهان داشت
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.