پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۴۵

ای جهان کرم سلام علیک

کز سلامت سلامت افزاید

وهم مساح پیشه تا ابد

طول و عرض دلت نپیماید

دفتر مردمی و مردی را

با تو یک حرف در نمی باید

هیبت تو چو همت اندر تست

گره روزگار بگشاید

با فراخای عرصه هنرت

فلک المستقیم تنگ آید

دست تست آب خواه و دست بشوی

که ازو عاجزی بر آساید

آسیای سپهر جوجو باد

گر سر حاسدت نمی ساید

مادر روز و شب سترون باد

گر مراد دلت نمی زاید

ذوالجلال ای جلال می داند

که ترا کس چو بنده نستاید

سدره و طوبی ثنای ترا

طوطی خاطر من آراید

در صمیم شتا به باغ سخن

بلبلی چون مجیر نسراید

عرض حالی همی کنم بشنو

نادر آن رای تو چه فرماید؟

کرده ام پوستین وآنگه چه؟

نیفه نو که جان بیفزاید

صاحبا! جز به پشتی کرمت

روی آن نیفه روی ننماید

پوستینم کنی همی دانم

کان چنان و چنین چه می خاید

روی این پوستین بکن ز نخست

آنگه ار پوستین کنی شاید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۷شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
  2. شمارهٔ ۴۸اکنون که روزگار به انصاف می نهد
  3. شمارهٔ ۴۹از بلندی نه بر او راه دعای مستجاب
  4. شمارهٔ ۵۰چو گیتی بگسترد فرض جلالت
  5. شمارهٔ ۵۱به فر دولت تو صد هزار کس هستند
  6. شمارهٔ ۵۲حکیما درین سبزه گاه ستوران
  7. شمارهٔ ۵۳صفاهان خرم و خوش می نماید
  8. شمارهٔ ۵۴کرم پناها! گشتم اسیر آرزویی
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.