پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۴۷

شمس یکدست که از دست من و زخم بدم

هر شبی تا به سحر روی به خون می‌شوید

رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مرا

که رخ از اشک به خون مژه چون می‌شوید

گر نجس بود سخن‌هاش در آن رقعه رواست

که بدان دست نوشته‌ست که کون می‌شوید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۹از بلندی نه بر او راه دعای مستجاب
  2. شمارهٔ ۵۰چو گیتی بگسترد فرض جلالت
  3. شمارهٔ ۵۱به فر دولت تو صد هزار کس هستند
  4. شمارهٔ ۵۲حکیما درین سبزه گاه ستوران
  5. شمارهٔ ۵۳صفاهان خرم و خوش می نماید
  6. شمارهٔ ۵۴کرم پناها! گشتم اسیر آرزویی
  7. شمارهٔ ۵۵قسم به واهب عقلی که پیش علم قدیم
  8. شمارهٔ ۵۶حبر جهان فرید دبیر آنکه در جهان
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.