پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۶

اوحد دین چون ز حادثات زمانه

کار وزارت به مرگ خویش تبه کرد

با من مسکین خرد به زاری زاری

گفت هزاران هزار آوخ واه کرد

بر دل تو باز حادثه حشر آورد

بر در تو باز رنج نایبه ره کرد

عمر ربود از تو روزگار نه مخدوم

سر ستد از تو فلک نه قصد کله کرد

گفتمش این هست شرط ماتم او چیست؟

گفت مرا چون به صبح و شام نگه کرد

موی ببر اینکه صبح موی ببرید

جامه سیه کن که شام جامه سیه کرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۸عیسی وقت ما رئیس الدین
  2. شمارهٔ ۳۹به جان آفرینی که ابر بهاری
  3. شمارهٔ ۴۰ای یازده امهات و نه آب
  4. شمارهٔ ۴۱به خدایی که قدرت او را
  5. شمارهٔ ۴۲هر که بر مردمان ستم نکند
  6. شمارهٔ ۴۳گفت آن کس که در جهان او را
  7. شمارهٔ ۴۴چه فتوی کند خواجه خواجه زاده
  8. شمارهٔ ۴۵ای جهان کرم سلام علیک
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.