پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۹ - تمثیل

گشت مردی شریک پرخواری

کرد تقسیم توشه را باری

گفت یک چیز ازین دوگانه بخواه

خربزه یا که هندوانه بخواه

گفت من هر دوانه می‌خواهم

خربزه‌، هندوانه می‌خواهم

برد مشروطه داغ و چوب و فلک

جای آن ساخت حبس نمره یک

شحنهٔ شهر هر دو وانه گرفت

خربزه داشت هندوانه گرفت

کرد من‌باب دبه و لنجه

حبس تاریک جفت اشکنجه

دست‌بند و شکنجه‌های دگر

تاز‌بانه ز جملگی بدتر

گاهگاهی هم از پی تحقیق

آب جوشیده می‌شود تزریق

آن شنیدم که «‌هایم‌» بدبخت

مبتلا شد بدین شکنجهٔ سخت

تا گروهی ز عارف و عامی

یار خود سازد، اینت بدنامی

و آن یهودی ز تهمت دگران

بست لب با چنین عذاب گران

وان که او را شکنجه می‌فرمود

مسلمی بود شوم‌تر ز جهود

بود تشنه‌، به خون ایرانی

شحنه با دعوی مسلمانی

بود «‌هایم‌» بدان دلآگاهی

بهتر از صدهزار «‌درگاهی‌»

کاو به‌ ناحق نبرد نام کسی

وین به خلق افترا ببست بسی

برد از آغاز آن جهول ظلوم

دست در خون عشقی مظلوم

بعد از آن تا زند مؤسس را

زد به تیر بلا‌ «‌مدرس‌» را

شحنهٔ شهر چون که شد فتاک

دگران را ز قتل و فتک چه باک

دارم افسانه‌ای ز «‌درگاهی‌»

شاهکاریست بشنو ار خواهی

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۱۱ - در نیکامی و بدنامی می گویدآه‌ از انسان که‌ چون‌ شود سوی پست
  2. بخش ۱۲ - حکایت دیوانه‌ای که سنگ به چاه اندختکرد دیوانه‌ای به چاه نگاه
  3. بخش ۱۳ - تغییر زنداننمرهٔ دو بُوَد چو نمرهٔ یَک
  4. بخش ۱۴ - در صفت محبس تأمیناتاندرین ‌حجره‌ام ‌پس‌ از خور و خواب‌
  5. بخش ۱۵ - داستان شبی از شب های جوانیدر جوانی چنان که می‌دانی
  6. بخش ۱۶ - غزل مرادفهرکه او یار محترم دارد
  7. بخش ۱۷ - خواب دیدن بهار سنائی راخفته بودم شبی به خانهٔ خویش
  8. بخش ۱۸ - گفتار چهارم در صفت استاد گویدگیتی از اوستاد باشد راست
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.