پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۱۸ - گفتار چهارم در صفت استاد گوید

گیتی از اوستاد باشد راست

کارگیتی از اوستاد بپاست

کیست استاد آن که هم ز اول

سوی یک علم رفت و کرد عمل

هنر آموخت نزد استادی

اوستا دیده‌ای ملک زادی

چون کز استاد علم حاصل کرد

به عمل علم خویش کامل کرد

خورد سی سال خون دل پیوست

اوستادی بدو برازنده است

وز دو استاد آن بود برتر

که به یک فن شدست نام‌آور

ذوفنون پیش مردم یک فن

خوار باشد به وقت عرض سخن

علم‌ها را کرانه پیدا نیست

آن که علمی تمام داند کیست‌؟‌!

علم‌هاگرچه پیچ درپیچ است

علم ما پیش جهل ما هیچ است

عمرها گر هزار سال بدی

وآن هم اندر علوم صرف شدی

بودی آن جمله پیش علم وجود

نقطه‌ای پیش سطح نامحدود

حد آن جز خدا ندانسته

چیست دانسته یا ندانسته

چون‌چنین‌است‌هست شرط هنر

که به یک فن کنی پدیدگهر

چون نهادی به کارگردن را

می‌توان داد، داد یک فن را

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۲۰ - در صفت شیّادان لفّاظ که با دانستن چند اصطلاح خود را عالم نامیده و درمجالس سخن می گویندبود مردی ز هر هنر عاری
  2. بخش ۲۱ - در فضیلت شاگردی کردنز اوستادی کهن بگیر سراغ
  3. بخش ۲۲ - در فواید اختصاص و تقسیم کارها میان مردم دانانیک بنگر بدان بنای بلند
  4. بخش ۲۳ - در وظیفه‌شناسیرسم مکتب بود که استادت
  5. بخش ۲۴ - در وصف باغچهٔ بهار و شرح حال او در خانهموسم نوبهار خانهٔ من
  6. بخش ۲۵ - حبس شدن بهار بار دیگردشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»
  7. بخش ۲۶ - خطاب به نزدیکان شاهای که نزد شه آبرو داری
  8. بخش ۲۷ - گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدانهان بهارا مکوب آهن سرد
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.