پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۷۶ - تمثیل

مردی از فاقه در امان آمد

کارش از گشنگی به جان آمد

دید درکوی لاشهٔ مردار

روزه بگشود بر چنان افطار

یافت با لاشه مرد را، یاری

گفت زنهار! مرد و مرداری

زین حرام ای رفیق دست بدار

تا دهد خوشهٔ حلالت بار

گفت کم گوی از حرام و حلال

کار جانست‌، نیست فرصت قال

تا دمد خوشهٔ حلال از دشت

من مسکین حرام خواهم گشت

تا شود امتحان شاه تمام

نیکمردان شوند صید لئام

چون ملک تجربت تمام کند

هم مگر رستخیز عام کند

کاهل اصلاح دردسر بردند

یا بکشتید یاکه خود مردند

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۷۸ - فرار آیرم از ایرانمیر لشگر ز من مکدر گشت
  2. بخش ۷۹ - در ریاست سرپاس مختاریداد شه جای او به مختاری
  3. بخش ۸۰ - داستان انقلاب خراسانو آن قضایا که در خراسان بود
  4. بخش ۸۱ - در صفت پاسبانپاسبان باید از نژاد اصیل
  5. بخش ۸۲ - گفتار دهم در صفت زن گویدچادر و روی‌بند خوب نبود
  6. بخش ۸۳ - در صفت زن خوبزن‌شناسم به روی همچو نگار
  7. بخش ۸۴ - صفت زن بدنیز دانم زنی ثقیل وگران
  8. بخش ۸۵ - در طبیعت زنراست خواهی زنان معمایند
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.