پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۳۹ - برف

ابری به خروش آمد چون قلزم مواج

بر روی زمین بیخت هزاران ورق عاج

گویا فلک امروز بریزد به سر خلق

پس ماندهٔ آن شیر برنج شب معراج

حلاج شدست ابر و زند برف چو پنبه

لرزان من ازین حادثه چون خایهٔ حلاج

گویی که یکی سید، مندیل عوض کرد

زان برف فراوان که نشسته به سر کاج

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۱ - لشکر منهزمبه کشتزار نگه کن که در برابر باد
  2. شمارهٔ ۴۲ - ونیزشد سیه‌پوش از غم مرگ صبا بدرالملوک
  3. شمارهٔ ۴۳ - هدیهٔ دوست در زندانحضرت سالار بهر مرغ گرفتار
  4. شمارهٔ ۴۴ - قول و غزلادیب‌الممالک ز طبع شکرزا
  5. شمارهٔ ۴۵ - پافشاری میخپافشاری و استقامت میخ
  6. شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگویسخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس
  7. شمارهٔ ۴۷ - ماده تاریخ مرگ صباصبا روزی که عصرش کرد سکته
  8. شمارهٔ ۴۸دل موری میازار ار چه خرد است
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.