پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۲ - کریم و لئیم

باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود

زان گنج‌، قیمتی نفزاید لئیم را

بی‌قیمت ‌است گرچه ‌به ‌زر برکشی لئیم

ارزنده است اگر بفروشی کریم را

هرگز بهای خر نفزاید به نزد عقل

گر برنهی به خر طبق زرّ و سیم را

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدردریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون
  2. شمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجمهشت تن در هشت معنی شهره‌اند اندر ادب
  3. شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادبمادر باباشمل رفت از جهان
  4. شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهیدگو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت
  5. شمارهٔ ۸اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب
  6. شمارهٔ ۹ - قدرت روحرفیقی داشتم بل اوستادی
  7. شمارهٔ ۱۰ - شوری‌هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
  8. شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرتبنده را جایگه دو داد خدای
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.