پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر

دریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون

بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما

دریغ از آن دل آگاه و خاطر دانا

که بردرند ز غم جامه صبوری ما

صبوری آن ملک شاعران طوس برفت

به خانقاه غم آمد دل سروری ما

تنم بسوخت ز اندوه هجر و دوری او

چگونه ساخت ندانم به هجر و دوری ما

چو نور باصره امد ز چشم ما پنهان

فغان و ناله که شد دور دور کوری ما

بهار با دل غمگین خود چنین می گفت

که مصرعی است به تاریخ او ضروری ما

سری‌ ز جان برآورد و این‌ چنین‌ به‌سرود

بشد صبوری از ما چو شد صبوری ما

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادبمادر باباشمل رفت از جهان
  2. شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهیدگو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت
  3. شمارهٔ ۸اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب
  4. شمارهٔ ۹ - قدرت روحرفیقی داشتم بل اوستادی
  5. شمارهٔ ۱۰ - شوری‌هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
  6. شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرتبنده را جایگه دو داد خدای
  7. شمارهٔ ۱۲ - انتخاباتدوش در انجمن رأی‌فروشان‌، یک‌تن
  8. شمارهٔ ۱۳ - در وصف مجلهٔ فروغ تربیتبه باغ در، به مه دی خمیده خاربنی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.