پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا

سکته کرد و مُرد ایرج میرزا

قلب ما افسرد ایرج میرزا

بود مانند می صاف طَهور

خالی از هر دُرد ایرج میرزا

سعدی‌ای ‌نو بود و چون سعدی‌ به ‌دهر

شعر نو آوُرد ایرج میرزا

از دل یاران به اشعار لطیف

زنگِ غم بستُرد ایرج میرزا

دائماً در شادی یاران خویش

پای می‌افشرد ایرج میرزا

برخلاف، آخر ز مرگ خویشتن

خلق را آزرد ایرج میرزا

ای دریغا کانچه را آورده بود

رفت و با خود برد ایرج میرزا

گورکن فضل و ادب را گِل گرفت

چون به گِل بسپرد ایرج میرزا

سکته کرد و از پس پنجاه و پنج

لحظه‌ای نشمرد ایرج میرزا

مُرد آسان لیک مشکل کرد کار

بر بزرگ و خُرد ایرج میرزا

گفت بهر سال تاریخش بهار:

وه چه راحت مُرد ایرج میرزا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجمهشت تن در هشت معنی شهره‌اند اندر ادب
  2. شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادبمادر باباشمل رفت از جهان
  3. شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهیدگو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت
  4. شمارهٔ ۸اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب
  5. شمارهٔ ۹ - قدرت روحرفیقی داشتم بل اوستادی
  6. شمارهٔ ۱۰ - شوری‌هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
  7. شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرتبنده را جایگه دو داد خدای
  8. شمارهٔ ۱۲ - انتخاباتدوش در انجمن رأی‌فروشان‌، یک‌تن
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.