پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۱۰ - آسمان پیما

چون به پشت آسمان‌پیما برآمد پای من

آسمانی گشت طبع آسمان‌پیمای من

عاقبت هم خود به سوی آسمان پویا شدم

بس که پویا گشت از آن سو فکرت جویای من

عاقبت این دل مرا چون خویشتن شیدا نمود

اینت فرجام هوس‌های دل شیدای من

گر دل اندر وای بودم نک تن اندر وا شدم

بر تن دروای من ره زد دل دروای من

من پیمبروار کردم نیت معراج و گشت

جنب‌جنبان زیر پا خنگ برق‌آسای من

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱۲ -بیزاری از حیاتمرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون
  2. شمارهٔ ۲۱۳ - ماجرای واگونهوشم ز سر پریده از ماجرای واگون
  3. شمارهٔ ۲۱۴ - خدعهٔ حسودحاسدم دست خدیعت برکشید از آستین
  4. شمارهٔ ۲۱۵ - شیرازشد پارس یکی حلقهٔ گزین
  5. شمارهٔ ۲۱۶ - آفرین فردوسیآنچه کورش کرد و دارا و آنچه زردشت مهین
  6. شمارهٔ ۲۱۷ - درود به پوشکیندرود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین
  7. شمارهٔ ۲۱۸ - تشبیبدر باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو
  8. شمارهٔ ۲۱۹ - جهنمترسم من از جهنم و آتش‌فشان او
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.