پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۱۳ - ماجرای واگون

هوشم ز سر پریده از ماجرای واگون

از دنگ‌دنگ واگون‌، از های‌های واگون

از جالسان واگون راحت‌تر است صدبار

آن کس که جان سپارد در زیر پای واگون

زاسرار قبر و محشر، آگه شود به یکبار

آن کس که از جهالت‌، شد مبتلای واگون

آدم به روی آدم‌، حیوان به روی حیوان

اینست یک اشارت‌، از تنگنای واگون

سوهان مرگ گویی در استخوان ‌تراشی است

چون روی ر‌بل غلتد عراده‌های واگون

باشد به رنگ و نکهت چون دستگاه سلاخ

آن تخته‌ها که نصب است اندر فضای واگون

با گاری شکسته‌، کاز کوهپایه غلتد

یکسان بود به ‌واقع سیر و صدای واگون

اصحاب را به مقصد، نزدیکتر رساند

گر چاروای لنگی باشد به‌ جای واگون

با راکبان واگون همره رسد به خانه

افتد اگر چلاقی‌، اندر قفای واگون

در پایتخت ایران‌، این بلعجب که نبود

ز آثار علم و عمران‌، چیزی سوای واگون

آنهم به این فضاحت‌، آنهم به این کثافت

از ابتدای واگون‌، تا انتهای واگون

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱۵ - شیرازشد پارس یکی حلقهٔ گزین
  2. شمارهٔ ۲۱۶ - آفرین فردوسیآنچه کورش کرد و دارا و آنچه زردشت مهین
  3. شمارهٔ ۲۱۷ - درود به پوشکیندرود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین
  4. شمارهٔ ۲۱۸ - تشبیبدر باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو
  5. شمارهٔ ۲۱۹ - جهنمترسم من از جهنم و آتش‌فشان او
  6. شمارهٔ ۲۲۰ - در حال تبمغز من اقلیم دانش‌، فکرتم بیدای او
  7. شمارهٔ ۲۲۱ - فغان از این جهانفغان از این جهان و ابتلای او
  8. شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگفغان ز جغد جنگ و مرغوای او
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.